رخدادهای مشروطه، ملیشدن نفت و انقلاب اسلامی سه مقطع بیداری ملی در ایران بودهاند. این سه مقطع چه اشتراکی با هم داشتند؟
رجبی:
آیا این سه حرکت در رویکردها هم با هم اشتراک داشتند؟
رجبی: از
نظر نوع رویکردها این سه رویداد با هم متفاوت هستند. در انقلاب مشروطه
گفتمان یا رویکرد غالب، رویکرد ضد استبدادی بود نه ضد استعماری. چرا؟ از
نوع مطالبات مردم مشخص است که خواستار «عدالتخانه» بودند. عدالتخانه برای
چه؟ برای رفع ظلم درباریان و شاهزادگان. این در حالی است که در نهضت ملی
شدن صنعت نفت، رویکرد غالب رویکرد ضد استعماری بود و در واقع ملیکردن صنعت
نفت به عنوان یک صنعت و به عنوان جای پای قدیمی استعمار انگلستان در ایران
و نیز کسب استقلال سیاسی، هدف اصلی بود و سمت و سوی ضد استبدادی در آن
بسیار ضعیف بود. اما در انقلاب اسلامی این دو وجه درهم تنیده شده بودند.
لذا حرکتی ضد استبدادی و ضد استعماری شکل گرفت. امام خمینی رحمهالله تداوم استعمار را در بقای رژیم سلطنتی میدید و لذا سرنگونی کامل رژیم پهلوی را موجب از بین رفتن استعمار و استبداد میدانست.
عامل
رهبری، عاملی بسیار اساسی در این سه جریان بوده است. در انقلاب مشروطه ما
رهبران داریم ولی رهبر نداریم و این رهبران با خط مشیها و تلقیهای مختلف
حضور دارند. در نهضت ملی هم آیتالله کاشانی و دکتر مصدق نقش مؤثری داشتند
ولی هیچ کدام بدون دیگری نمیتوانست نهضت را هدایت و رهبری کند. اما در
انقلاب اسلامی، رهبری سیاسی و مذهبی نهضت به طور کامل در شخص امام خمینی رحمهالله خلاصه شده بود.
به
هر حال با تمامی زحماتی که برای مشروطیت و نهضت ملیشدن صنعت نفت کشیده
شد، در نهایت این دو حرکت برخلاف انقلاب اسلامی شکست خوردند. شما دلایل
شکست حرکت ملت ایران در مقطع مشروطه را چه میدانید؟
رجبی:
برای بررسی این مسأله باید مقدمتاً این نکته را اضافه کنم که نمیتوان
اصطلاح انقلاب را -به مفهوم مصطلح در علم سیاست- به نهضت مشروطه و ملی شدن
نفت اطلاق کرد. انقلاب به معنی مصطلح، یعنی تغییر ساختارهای فرهنگی، سیاسی و
اجتماعی نظام قبل و ایجاد یک نظام جدید با ساختارها و مناسبات نوین. هر
انقلابی دو وجه دارد؛ یک وجه سلبی و یک وجه ایجابی. از این منظر باید دید
که انقلاب مشروطه و نهضت ملی و انقلاب اسلامی چه چیزی را نفی میکنند و چه
طرحی را پیشنهاد میکنند. حتی اگر یکی از آن دو وجه وجود داشته باشد و
دیگری نباشد، کفایت نمیکند و انقلاب ناقص و ناکام خواهد بود.


در نهضت ملیشدن صنعت نفت چطور؟
رجبی:
در دورهی نهضت ملیشدن نفت هم همین داستان تکرار شد. رهبران نهضت و مردم
میدانستند که نظام استعمار انگلستان باید دست از نفت و مقدرات سیاسی ما
بردارد اما ساز و کار ایجاد یک نظام جایگزین را طراحی نکرده بودند. تصور
میکردند که با خلع ید از شرکت نفت و با حفظ ساختارهای موجود میتوان نهضت
را به پیروزی رساند. این همان اشتباهی است که به نظر من در دو سال گذشته در
مصر هم اتفاق افتاد. ممکن است پیروزی مقطعی حاصل شود که شد، اما پیروزی
نمیتواند استمرار داشته باشد.
آقای تبریزی چه شد که سرانجام اتحاد آیتالله کاشانی و دکتر مصدق به شکست انجامید؟
تبریزی: در
این نهضت همچون حرکت مشروطیت هدف سرنگونی و سقوط حکومت نبود بلکه در ابتدا
مبارزه با استعمار انگلیس و کوتاه کردن دست و سلطهی اجنبی از منافع و
منابع ایران بود. در حقیقت نهضت دو رهبر داشت؛ آیتالله کاشانی به عناون
رهبر مذهبی و دکتر مصدق به عنوان رهبر ملی. آیتالله کاشانی اگرچه عضو
جبههی ملی نبود اما در ابتدای دوران مبارزه، جبهه را تأیید و بر پشتیبانی
از دولت تأکید کرد.


با توجه به مباحثی که گفته شد، مهمترین عوامل شکست دو بیداری ملی در زمان مشروطه و ملی شدن نفت کدامند؟
تبریزی: شکست نهضت مشروطه به دلایل زیر اتفاق افتاد:
از
نظر نوع رویکردها این سه رویداد با هم متفاوت هستند. در انقلاب مشروطه
گفتمان یا رویکرد غالب، رویکرد ضد استبدادی بود نه ضد استعماری. این در
حالی است که در نهضت ملی شدن صنعت نفت، رویکرد غالب رویکرد ضد استعماری
بود. اما در انقلاب اسلامی این دو وجه درهم تنیده شده بودند. لذا حرکتی ضد
استبدادی و ضد استعماری شکل گرفت.
مورد
انقلاب اسلامی در ایران هم در نظریهپردازی، هم در رهبری و هم در نتیجه با
مشروطه و ملیشدن نفت تفاوت دارد. مهمترین دلایل این تفاوت چیست؟
رجبی:
عواملی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد از یک طرف رهبری واحدی بود که
از ۱۵ سال قبل از آن هدایت نهضت را در دست گرفته بود. البته در این مسیر
علما و مراجع دیگر نیز به امام یاری میرساندند اما خط و جهت کلی خطی بود
که امام راحل رحمهالله ارائه داده بود و بر همان اساس هم نهضت را پیش برد.

