یک کشتی در یک سفر دریایی در میان طوفان در دریا شکست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و شنا کنان خود را به جزیره کوچکی برسانند. دو نجات یافته هیچ چاره ای به جز دعا کردن و کمک خواستن از خدا نداشتند.
امام حسن عسکرى به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام ، از رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله فرمود:
چون خداوند متعال حضرت آدم علیه السلام و حوّا را آفرید و در بهشت جاى گرفتند، بر خود بالیدند و آدم علیه السلام به همسر خود حوّا، گفت : خداوند موجودى بهتر و برتر از ما نیافریده است .
پاسخ جامع و تفصیلی این سوال را از زبان دکتر مجید معارف، استاد دانشگاه تهران بخوانید: "این اشکال برای کسانی که نسبت به روش قرآن در طرح مباحث گوناگون اعتقادی، اجتماعی، و تاریخی بدون اطلاع هستند، مطرح میشود. آنان علاوه بر این آیات، قرآن را جدا از شرایط تاریخی عصر نزول، اسباب نزول آیات و نیز قرائن متصله و منفصله تفسیری، مورد توجه و احیانا تفسیر قرار میدهند، که در نتیجه به ظاهر، اشکالی به این بحث وارد میشود. .
ادامه مطلب ...شخص تنبلی نزد بهلول آمده و پرسید :
می خواهم از کوهی بلند بالا روم ، می توانی نزدیکترین راه را به من نشان دهی ؟ بهلول جواب داد : نزدیکترین و آسانترین راه : نرفتن بالای کوه است !!!
روزی حضرت سلیمان (ع) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را با خود به طرف دریا می برد. سلیمان(ع) دید قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود، مورچه ای با دانه گندم به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.!
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد.
او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.
سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.
حضرت زهراء سلام اللّه علیها کوچکترین فرزند خانواده و تنها یادگار حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله بود.
آن بانوى بزرگوار، بسیار مورد تکریم و احترام خاصّ پدرش رسول گرامى اسلام قرار مى گرفت و حتّى بارها هنگام ورود جلوى پایش بلند مى شد و پیشانى او را مى بوسید و مى فرمود:
فاطمه از من است و من از اویم ، پدرش فدایش باد، هر که فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود کرده ، و هر که او را ناراحت نماید مرا ناراحت کرده است و ... .
اى پسرم! تو از آن روزى که به دنیا آمدى ، پشت به دنیا و رو به آخرت کردى ، و خانه اى که دارى به طرف آن مى روى نزدیک تر از خانه اى است که از آن دور مى شوى ، پسرم همواره با علما بنشین ولى با آنان بحث مکن ، که اگر چنین کنى از تعلیم تو دریغ مى ورزند ، و از دنیا به قدر نیازت استفاده کنید ، و یک باره دنیا را ترک مکن ، وگرنه سربار جامعه خواهى شد ، و در دنیا آنچنان داخل مشو که به آخرتت ضرر رساند ، آن قدر روزه بگیر که از شهوتت جلوگیرى کند، و آن قدر روزه مگیر که از نماز بازت دارد، زیرا نماز نزد خدا محبوبتر از روزه است.
اسحق بن محمد بن صباح امیر کوفه بود . زوجه او دختری زایید . امیر از این جهت بسیار محزون وغمگین گردید و از غذا و آب خوردن خودداری نمود . چون بهلول این مطلب را شنید به نزد وی رفتو گفت: ای امیر این ناله و اندوه برای چیست؟
امیر جواب داد من آرزوی اولادی ذکور را داشتم ، متاسفانه زوجه ام دختری آورده است .